الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
376
الغدير ( فارسى )
شخص چه مبلغى عطا مىكنى ؟ گفت : صد يا دويست درهم . گفت : به او پنجاه دينار عطا كن . ابن ابى داود گويد : دستور داد كه شصت دينار عطا كند براى ولايت او نسبت به على بن ابى طالب . سپس به من گفت : به محل و شهر خود برگرد كه به زودى آنچه به افرادى مانند تو اعطا مىشود ، به تو نيز اعطا خواهد شد . « 1 » اين روايت را ابو الفرج اصفهانى از طريق عمر بن شبّه ، از عيسى بن عبد اللّه بن محمّد بن عمر بن على ، از يزيد بن عيسى بن مورق ذكر كرده است « 2 » و ابن عساكر نيز در تاريخش از زريق قرشى مدنى كه از دوستداران على بن ابى طالب بود ، با دقت در سند روايت نموده است . « 3 » حموينى از استاد خود ابو عبد اللّه بن يعقوب حنبلى به اسنادش از حافظ ابو نعيم به سند و لفظ مذكور آن را روايت كرده « 4 » و حافظ جمال الدين زرندى در نظم درر السمطين و سمهودى در جواهر العقدين از يزيد بن عمرو بن مرزوق آن را روايت نمودهاند كه در آن اشتباهى وجود دارد . 22 - احتجاج مأمون ، خليفهء عباسى بر فقيهان به حديث غدير ابو عمر بن عبد ربّه از اسحاق بن ابراهيم بن اسماعيل بن حمّاد بن زيد روايت كرده كه گفت : قاضى القضات يحيى بن اكثم و عدّهاى از يارانم را به حضور طلبيد و نام برده و گفت : امير المؤمنين مأمون مرا امر كرده كه مقارن فجر فردا چهل نفر را كه همگى از فقيهان توانا و تيزفهم و حاضر جواب باشند ، با خود به حضور او ببرم . اينك كسانى را كه به نظر شما صلاحيت دارند ، نام ببريد تا براى اين منظور احضار شوند . ما عدهاى را نام برديم و خود او هم عدهاى را ياد كرد تا تعداد مورد لزوم كامل شد و نام آنان نوشته آمد
--> ( 1 ) . حلية الاولياء : 5 / 364 . در نسخهء حلية الاولياء اغلاطى وجود دارد كه بر مراجعه كننده پوشيده نيست و ما آن را براساس متن حموينى تصحيح كرديم . ( 2 ) . الاغانى : 8 / 156 . ( 3 ) . تاريخ الشام : 5 / 320 . ( 4 ) . فرايد السمطين ، باب دهم .